
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط : دختر دریا


وقتی میای شاید زودتر از اینکه چشماتو بتونی خوب باز کنی ، اولین آمپول رو بهت می زنن ؛
اولین سوزن زندگی ت ، ( ویتامین کا )
و تو جیغ می کشی از درد
و هنوز نیامده این اولین خوش آمد گویی زندگی به تو ؛ با درد ، دردی که همون اول بهت می گه : زندگی خیلی سخته !
صدایت می کنم !
من اینجا هستم اما نمی شنوم
آن قدر کر شده ام که نمی شنوم
ندایی , آوایی , نشانی , گر چه هست اما نمی بینم
صدایت می کنم
آرام !
زمزمه وار !
از درون !
نغمه ام می سوزاند صدایم را
من آرامم , آن لحظه که صدایت می کنم
من طوفانم , آن لحظه که صدایت می کنم
تنها صدایت می کنم
گرچه من پرم اما تنها صدایت می کنم
گرچه هیچم اما صدایت می کنم
اشک من , گواه زمزمه دورن
گواه چشمه پرتلا طم دورن
گواه پریشانی
گواه تمام صدا ها , تمام خواستن ها , تمام حرکت ها , تمام دست بالا بردن ها , تمام تقلا ها , تمام عذاب ها , تمام نرسیدن ها
و من همچنان چون این آسمان تار , بیشتر و بیشتر در رنگ شب فرو رفته و صدایت می کنم !
صدایت می کنم !
دارم می رم سفر . سفری که برام غریبه ! حس مبهمی دارم !
به سنت سفر باید گفت حلالم کنید ! اما از ته دل می خوام که بدی هامو تو این دنیای مجازی ببخشید . امیدوارم تمام رهگذر ها و غریبه ها و آشنا ها و غریبه های آشنا و ..... که گذرشون به خلوت من افتاد منو به بزرگی خودشون حلال کنند !
اگه عمری بود و به خواست خدا برگشتم سعی می کنم ادامه تغییراتی رو که می خواستم کم کم ادامه بدم !
دل نوشت : روزت مبارک . نمی دونم هنوزم میشه شبم پر باشه از یاد یک لبخند !!!! نمی دونم یاد لبخندت رو کجا گم کردم . شاید وقتی که "خودی" رو که پیدا نکرده بودم گم کردم !!!
برو طواف دلی کن که کعبه خود سنگی ست
که این خلیل بنا کرد و آن خدای خلیل